مشروح مصاحبه دکتر سید حسن هاشمی رییس بیمارستان نور با مجله گزیده مدیریت

· انگیزه شما از تاسیس بیمارستان چشم پزشکی نور چه بود؟

 انگیزه تاسیس بیمارستان نور به سابقه شکل گیری گروه چشم پزشکی نور در سال 1372 بر می گردد.در آن مقطع شاهد فارغ التحصیلی افرادی بودیم که رتبه نخست کنکور یا دارای بورد تخصص چشم پزشکی هستند اما چون ظرفیت استخدام در مراکز دانشگاهی وجود ندارد انرژی این افراد هدر می رفت یا بعضی کشور را ترک می کرد ند. بنابراین اغلب کسانی که می ماندند احساس سرخوردگی و خسارت می کردند و بعضی اصلا مسیر زندگی شان عوض می شد. آن موقع فکر می کردم که اگر ما بتوانیم در بخش خصوصی مراکزی را در رشته های مختلف پزشکی ایجاد کنیم ، می توانیم این نیروها را جذب کنیم و خود این ها می توانند مراکز دانشگاهی را به چالش بکشند، با این انگیزه ارزشمند گروه چشم پزشکی نور تشکیل شد.

فکر می کردیم با ایجاد بخش خصوصی بتوانیم محدودیت هایی که برای خرید و ورود و راه اندازی تجهیزات در مراکز دانشگاهی وجود دارد ، هم چنین تنگ نظری هایی که در واگذاری کار به افراد جوان تر هست را بر طرف کنیم. بنابراین در آن مقاطع توانستیم خیلی از کارهای جدیدی که امروزه در کشور به عنوان روش های برتر در تشخیص و درمان جراحی های چشم استفاده می شود را راه اندازی کنیم و دوره های آموزشی برای چشم پزشکان برگزار کنیم.

همین عاملی شد برای اینکه کارمان توسط بقیه همکاران در سراسر کشور الگو برداری شود. اگر شما نگاه کنید از آن تاریخ به بعد تعداد زیادی مراکز خصوصی تحت عنوان کلینیک هایی با عناوین مختلف یا مراکز جراحی محدود بوجود آمدند. معتقدم توجه ما به آموزش و پژوهش ، در خود باوری نیروهای جوانی که فارغ التحصیل می شدند ، تاثیر زیادی داشت. یعنی آنها متوجه شدند همه چیز استاد دانشگاه شدن نیست بلکه می شود خارج از آن محیط هم بود و کار علمی و پژوهشی انجام داد و به نوعی حتی روی مراکز دانشگاهی هم اثر گذار بود. با وجود اینکه مطمئن بودیم ساخت و راه اندازی بیمارستان از نظر اقتصادی کار مقرون به صرفه ای نیست ولی برای ارتقای سطح خدماتی که می دادیم ، فکر می کردیم لازم است بیمارستانی با این مشخصاتی که اکنون شما ملاحظه می کنید تاسیس شود و مشاهده می کنید در تمام رشته های فوق تخصصی چشم ، همکاران من مشغول ارایه خدمت به بیماران هستند.

در ابتدای راه به ارتقای دانش خودمان و خدماتی که به مردم ارایه می کردیم توجه می کردیم.یعنی فکر می کردیم اگر می خواهیم سطح خدمت رسانی ما افزایش پیدا کند ، مستلزم دو مقدمه است : یکی دانش و دیگری تجهیزات. البته به فضا هم توجه داشتیم.شما باید اول دانش را می داشتید و بعد تجهیزات را می آوردید و بعد سرویس خوبی ارایه می دادید.به این ترتیب این چرخه شروع به کار کردن می کرد.یعنی سرمایه می آمد و شما باز می توانستید در کنگره ها و مجامع بین المللی شرکت کنید ، ایده های جدید کسب کنید ، آن ایده ها می آمد و باز تبدیل به سرمایه گذاری می شد و به همین ترتیب این چرخه کارمی کرد که تا امروز هم به همین شکل بوده است.

مجموعه این ها باعث ایجاد کار و ارتقای دانش چشم پزشکی می شد و در کنارش هم نیروی جوان می آمدند و رشد می کردند.

چیزی که مهم است اینکه این مجموعه همیشه جوان و شاداب بماند . در پزشکی بخصوص در رشته های جراحی یک عمری وجود دارد. اگر همیشه افراد فارغ التحصیل جدید و با هوش و به روز را در سیستم تزریق کردید بعد می توانید سطح خدمات تان را قابل رقابت با سایر مراکز چه در منطقه و چه در خارج از منطقه نگهدارید در غیر اینصورت پزشکان که در یک مقطع زمانی خوب و ماهر هم هستند در طول سال ها در سیستم رسوب میکنند.

جهت پیشگیری از این عارضه آیین نامه علمی پژوهشی بیمارستان نور و امکان و شرایط تأسیس مطب برای چشم پزشکان پیش بینی شده است به طوری که توقف نیروهای جدید در درون مجموعه بیش از پنج سال نیست و این همکاران ضمن حفظ ارتباط خود با بیمارستان اقدام به تأسیس مطب می کنند و افراد جدید جایگزین ایشان می شوند.

 ·  برای چیدمان و دکورسازی این بیمارستان چه کردید؟

 عمدتا با رفتن و دیدن بقیه مراکز در خارج از ایران و الگوبرداری و تلفیق با تجربیات چندین ساله در ارائه خدمات چشم پزشکی توانستیم گردش کار را تعریف و بر اساس گردش کار پیش بینی شده چیدمان را مشخص کنیم. مثلا زمانی که بیمار وارد می شود چه مسیری را دنبال کند و گردش وی درون بیمارستان چگونه باشد و ...

در مورد چیدمان و دکوراسیون هم بیش تر نظرات شخصی، دوستان و همکاران اعمال شده تا این که یک کار حرفه ای انجام شده باشد.

 · برای اجرای آن چه دیده بودید، چه کردید؟ آیا افراد متخصص در این زمینه را یافتید؟

یادم نمی آید که در آن سال ها کسی را به عنوان معمار داخلی و یا دکوراتور با تحصیلات آکادمیک معتبر و با تجربه در زمینه بیمارستان دیده باشم. بنابراین با افراد مشورت می کردیم و سلیقه های مختلف را بررسی می کردیم، برآیند آن می شد آن چیزی که ایجاد شد.

این که چه می کردیم، به دلیل نوع خدمتی که ارائه می دهیم خیلی راحت است. یعنی ما خودمان را جای بیمار می گذاریم و بعد می بینیم که او چه انتظاری دارد و بعد آن شرایط را برایش فراهم می کنیم. من همیشه فکر می کردم اگر بیماری به یک مجموعه درمانی آمد و مشاهده کرد به ابتدایی ترین نیازهایش به بهترین شکل توجه شده است، بعد می گوید این ها در عمل جراحی، تشخیص و درمان من قطعا توجه شان مضاعف است. متأسفانه این نکته ای است که در مراکز درمانی ما به آن توجه نمی شود.

البته توجه به این مسائل با اهمیت است اما این مجموعه، بزرگ ترین سرمایه اش چشم پزشک های باسواد، عالم و خوش دستی هستند که به تشخیص و درمان بیماری ها می پردازند. بعد هم کارکنان بیمارستان یعنی افرادی که تابلوی این مجموعه هستند. آن ها معرف ما هستند و مردم اتفاقا آن ها را بیش تر می بینند. یعنی درست است که فضا باید زیبا و آرامش بخش باشد، اما اگر در این مجموعه، افراد تحصیل کرده ای نبودند و برخوردهای مناسبی نداشتند یا چشم پزشکان، افرادی ماهر نبودند، این مجموعه دیر یا زود با شکست مواجه می شد. بنابراین گر چه توجه به ظواهر مهم است ولی قبل از آن توجه به نیروهای تخصصی و مدیران و کارکنان بسیار مهم تر است.

 · اشاره به اهمیت سرمایه های انسانی در سازمانتان داشتید، این افراد را چه طور انتخاب می کنید؟

 برای انتخاب کارکنان سعی کردیم، رابطه دوستی، فامیلی و آشنایی وجود نداشته باشد. درخواست برای استخدام نیروی انسانی را از طریق جراید کثیرالانتشار اعلام می کنیم. اصرار به این شیوه برای مجموعه ما کارساز بوده و می شود گفت ما تقریباهمه نیروهایمان را از همان افرادی گرفتیم که فرم پر کردند. یک کمیته ای بود که با این ها مصاحبه می کرد اعم از جنبه های تخصصی و غیرتخصصی. براساس نمره ای که کسب می کردند افراد انتخاب می شدند. در حال حاضر هم این کمیته فعال است و بر جذب نیروی انسانی نظارت دارد.

 · در زمینه های غیرتخصصی چه چیزی بیش تر برایتان اهمیت داشت؟

یک امتحان کتبی عمومی از آن ها گرفته می شد بسته به این که مثلا پرستار باشند، کارهای منشی گری را بخواهند انجام بدهند و ... متناسب با رشته ای که تحصیل کرده بودند از آن ها امتحان گرفته می شد. به معدل شان در طول دوران تحصیل توجه می شد. به طور کلی آشنایی با تسلط به زبان، آراستگی، روابط عمومی، سرعت انتقال و توانایی های جانبی اعم از ورزش، هنر و نیز سابقه کاری ... بسیار مؤثر بود. بر این اساس نمره دریافت می کردند و کسانی که امتیاز بیش تری داشتند انتخاب می شدند. کارکنان بیمارستان وقتی که مشغول به کار می شوند، آموزش هم دارند. یعنی بعد از استخدام به صورت مداوم آموزش می بینند.

 · آیا آموزش افراد مرتبط با کاری است که انجام می دهند؟

 بله. البته یک آموزش کلی راجع به چشم به آنها می دهیم. شرکتی هم وجود دارد که برای ارزیابی افراد، ما را کمک می کند. این کارکنان توسط مراجعه کنندگان ارزیابی می شوند. یعنی یک نظرسنجی مداوم در سیستم صورت می گیرد و ما اشکالاتمان را می بینیم. مثلا الان می دانیم در قسمت پذیرش در کجاها مشکل داریم، چه کسانی مشکل دارند و باید به آن ها توجه شود که آموزش بیش تری ببینند یا اگر لازم است به آنها تذکر داده شود. آن وقت مجموع این دو امتیاز، یعنی به وسیله امتیازی که در کلاس های آموزشی می گیرند و امتیازی که در نظر سنجی ها کسب می کنند، افراد برجسته شان مشخص می شوند. در سالگرد بیمارستان از جمله کارهایی که انجام می شود تشویق و تقدیر از این افراد است. در ضمن این امتیازات در کسب حقوق ماهیانه شان نیز تأثیرگذار است. یعنی کسی که رتبه بالاتری می آورد کارانه بیش تری می گیرد و کسی که رتبه پایین تری داشته باشد کارانه کم تری دریافت می کند و موظف است متناسب با نیاز مجموعه و در جهت رضایت مندی بیماران، خود را اصلاح کند.

 · آیا چشم پزشکان مورد سنجش قرار می گیرند؟

بله. برای پزشکان نیز نظر سنجی مشابهی وجود دارد که در هر فصل در اختیار ایشان قرار می گیرد. جدای از این، چهارشنبه هر هفته پزشکان دور هم جمع می شوند از ساعت شش تا نه شب برنامه علمی دارند. بیش از هشت سال است که این برنامه بدون وقفه ادامه داشته و برنامه ژورنال کلاپ ( برنامه علمی) دارند.

 · چند پزشک در این بیمارستان فعالیت دارند؟

حدود سی نفر پزشک.

·  جمع کردن این افراد به دور هم واقعا یک توانایی ویژه می خواهد.

 چهارشنبه ها در این ساعات کل سیستم تعطیل است، بنابراین همه می آیند. واقعایکی از برنامه های منظمی که در سال های گذشته بدون وقفه ادامه داشته این برنامه بوده است. اپتومتریست ها، یعنی کسانی که بینایی سنج هستند، آن ها هم برای خودشان ماهیانه جلسه آموزشی دارند. آن ها هم تعدادشان قابل توجه است. سی چهل نفری هستن و ماهی یک بار همه دور هم جمع می شوند و حدود سه ساعت برای خودشان برنامه دارند. در هر فصل هم چشم پزشک ها و اپتومتریست ها با هم جمع می شوند. برنامه شان عمدتاعلمی است و نیم ساعت هم مشکلات مدیریتی بررسی می شود. اگر مدیر مجموعه مشکل داشته باشد با آن ها صحبت می کند یا اگر آن ها مشکلاتی را در مجموعه داشته باشند، منعکس می کنند. البته در حاشیه برنامه آموزشی چهارشنبه ها مدیران مجموعه با چشم پزشکان هم در خصوص مشکلات مشابه بحث و تبادل نظر می کنند.

 · آیا از مشاور مدیریت برای اداره یک چنین مجموعه ای استفاده می کنید؟

راستش من تجربه خوبی با این افراد ندارم.

· یعنی امتحان کردید و آن چیزی که می خواستید نشده است؟

 در آن زمان، هیچ کس نبود به ما بگوید چیدمان این نه طبقه را این جور ببینید یا بیماری که وارد این مجموعه می شود چه طور حرکت کند، به چه نکاتی بیش تر توجه شود، فضاها را چه طور اختصاص دهیم و ...

 · شما تخصص لازم برای درمان را دارید و هم چنین می توانید همکاران متخصص در این زمینه را بیابید. اما اداره چنین تشکیلاتی نیازمند مدیریت است، دانش مدیریت را چگونه کسب می کنید؟

 افرادی که قرار است کار مدیریتی انجام دهند دوره های مدیریتی را گذرانده اند. ما دوستان متعددی در حوزه های مختلف داریم. به دلیل کاری که داریم بالاخره این ارتباطات برقرار شده است. کسانی هستند که در زمینه تدوین استراتژی ها و اجرای برنامه برحسب مورد به ما کمک می کنند.

 · شما معتقدید که مدیر یک بیمارستان و یا افرادی که در موقعیت های کلیدی یک بیمارستان قرار می گیرند قطعا باید پزشکی بدانند و در کنارش اگر لازم بود دوره های مدیریتی هم ببینند؟

کسانی که الان دارند بیمارستان را اداره می کنند، عناصر اصلی شان پزشک نیستند. بنابراین ارجح است مدیران یک بیمارستان مدیریت را خوب آموخته باشند نه پزشکی را. گرچه دید تخصصی نسبت به خدماتی که یک مجموعه می خواهد ارائه کند برای مدیر ضروری است.

 · بخش های کلیدی شما چه بخش هایی هستند؟

 یک مدیر عامل داریم و یک مدیر، که مدیر بیمارستان یک شورای اجرایی در اختیار دارد. شورای اجرایی که مرکب از مسئولین قسمت های مختلف است. اعم از اداری، مالی، پذیرش، اتاق عمل ها و ... . مدیرعامل هم یک بخش بازاریابی دارد و بیش تر با سازمان های بیمه گر در تماس است و روابط عمومی امور بین الملل.

· یعنی کارهای اجرایی با مدیر بیمارستان است؟

بله، مدیرعامل فقط نظارت می کند. رییس بیمارستان هم وجود دارد که نقش نمادین دارد. کار رییس بیمارستان فقط با مرکز تحقیقات است. مرکز تحقیقات برای کسانی که در این جا کار می کنند یک آیین نامه نظارت و ارزشیابی دارد. یعنی کسی نمی تواند در این مجموعه کار چشم پزشکی کند و درآمدی داشته باشد ولی این آیین نامه را رعایت نکند. مثلا من به عنوان پزشک مجموعه حتما باید همه ساله حداقل در یک کنگره خارجی شرکت کنم. حتما یک سخنرانی یا پوستر داشته باشم. اگر حضور پیدا نکردم در کسب درآمدم اثرگذار است. یعنی آن درصدی را که به من به عنوان حق جراحی می دهند وابسته به تعداد دفعات حضور در کنگره بین المللی، سخنرانی ها و مقالات و کتب چاپ شده خارجی و داخلی است. حالا اگر در طول سال در هیچ کنگره خارجی شرکت نکنم، مقاله نداشته باشم، در جلسات هفتگی و یا ماهیانه شرکت نکنم و در نظر سنجی از بیماران امتیازات لازم را کسب نکنم، پس از دو سال متوالی که این شرایط تکرار شود قرارداد بیمارستان با من لغو می شود. یعنی یک سال تذکر می دهند، سال دوم، لغو قرارداد می کنند. خلاصه چشم پزشکان نور تابع نظام ارزشیابی مرکز تحقیقات هستند.

· پس خیلی سخت می گیرند؟

سخت می گیرند ولی لازم است اگر بخواهید سطح آگاهی خود را بالا ببرید، نمی توانید در کنگره های بین المللی شرکت نکنید و با دیگران تماس نداشته باشید، نمی توانید موفق باشید بدون این که آموزش ببینید و پژوهش کنید.

 · آیا این مورد برای همه پزشکان تان است؟

 بله برای همه است. به نظر من انتخاب اولیه افراد خیلی مهم است. اگر افرادی را پیدا کنید که علاقه مند باشند، دیگر هیچ وقت سر این قضیه مشکل نخواهید داشت که چرا کنگره علمی نرفتید؟ بلکه زیادی می روند. برخی از همکاران هستند که تعداد ارائه مقالات علمی آن ها در کنگره های مختلف بالاست، یا چهار تا پنج پروژه پژوهشی در سال دارند. نکته قابل توجه دیگر این است که چشم پزشکان، از مجموع شیفت هایی که در اتاق عمل یا درمانگاه حضور دارند، یک شیفت پژوهشی دارند. مثلا اگر من هشت یا نه جلسه در هفته بیمار می بینیم، یک جلسه هم حتما در مرکز تحقیقات هستم.

 · چرا در این مجموعه، این قدر مسئله آموزش مورد توجه است؟

 از روز اول، گفتیم یک فضایی ایجاد کنیم که بچه های با استعداد کشور بتوانند بیایند و ضمن این که زندگی شان اداره می شود بتوانند ارتقای علمی هم پیدا کنند. اگر بخواهیم کمی منصفانه قضاوت کنیم، همان نگاهی که در سابقه چشم پزشکی نور مطرح شد اکنون بارور شده است. یعنی این نوع نگاه مقطعی نبوده بلکه واقعا استراتژیک بوده است. برای ماندگاری ما باید به آموزش توجه کنیم. اگر به این قسمت، نخواهیم توجه کنیم نمی توانیم بمانیم. ضمن این که اصلا افرادی مثل من را راضی نخواهد کرد. چرا که اگر این انرژی و سرمایه در بقیه بخش های اقتصادی کشور صرف می شد خروجی اش قابل مقایسه نبود. معتقدم که بالاخره حالا خداوند یک لطفی به ما کرده است که مردم دارند به ما مراجعه می کنند آن هم برای سلامتی شان و اگر ما در این قسمت کم بگذاریم، چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت، به آن ها ظلم کرده ایم. ما باید به آموزش توجه کنیم، چون سرعت پیشرفت علم بسیار بالاست.

 · فکر می کنید مشتری ها شما را چگونه انتخاب می کنند؟

ما اینجا نیروهای ماهر و متبحر داریم. در کنارش هم تجهیزات مدرن که توانسته ایم در این همه سال یک چنین پیشینه خوبی ایجاد کنیم. بیمارستان زمانی که شروع به کار کرد، ظرف سه ماه ظرفیت آن پر شد. چه طور چنین چیزی ممکن است. آن هم در بخش سلامت؟ به نظر من هیچی نیست جز همان خدمات صادقانه ای که در طول این پانزده سال انجام شده است.

· برای خودتان رقیبی می بینید؟

بله حتما، رقیب همیشه وجود دارد و بودنش هم بسیار ارزشمند است چون کمک می کند بیش تر به خودمان توجه کنیم و اشکالاتمان را رفع کنیم. هر چه رقبای ما بیشتر شوند ما خوشحال تر می شویم، چون هدف ما خدمت به مردم است. من معتقدم مردم برای سلامتی شان همه جور هزینه می کنند. البته ما هم باید انصاف داشته باشیم. فکر نکنیم اگر آمدیم و یک بیمارستان تأسیس کردیم، یک مرکز تشخیصی مجهز دایر کردیم، چون مردم برای سلامتی شان هزینه می کنند، پس هر طور می توانیم برای آنها هزینه بسازیم. چون آگاهی های پزشکی و طول عمر مردم دارد افزایش می یابد، بنابراین ایجاد مراکز جدید تهدید جدی حساب نمی شوند.

· چند درصد ازموفقیت بیمارستان را ناشی از تجهیزات آن می دانید؟ چند درصد به عوامل دیگر بستگی دارد؟

خوب تجهیزات خیلی مهم است. اما قطعا اولین نقش را در موفقیت ایفا نمی کند. بحث اول همان نیروی انسانی است اعم از تخصصی و غیرتخصصی. ممکن است حالا فکر کنید این صحبت کلیشه ای است، اما ما عمیقا به آن معتقدیم و داریم روی آن وقت می گذاریم. تجهیزات با فاصله شش ماه و یکسال بالاخره به کشورمی آید. کما این که تجهیزات زیادی به درخواست برخی از مراکز درمانی به کشور آمد ولی آن مراکز از نظر سطح خدمات مثل نور نشدند. معمولا تجهیزات خوب را نیروی انسانی متبحر و عالم می تواند انتخاب کند. به نظر می رسد در وهله اول نیروی انسانی و بعد تجهیزات و در مراتب بعد، فضا و سطح خدمات عوامل اصلی موفقیت هستند.

· آیا هزینه های بیمارستانی با درآمدی که دارد جبران می شود؟

بله، اگر این طور نباشد که درست مدیریت نشده است. من سال ها طراحی این بیمارستان را در ذهنم می پروراندم و هر جا رفتم به این فکر می کردم که اگر یک روزی خواستیم این کار را بکنیم چه شکلی باشد و چگونه اداره شود. فکر می کردم یک مرکزی ایجاد شود که آن مرکز برای بقیه رشته های تخصصی الگو شود. بقیه از مهندسین و مدیرانش و از نوع خدماتی که دارد ارائه می دهد و گردش اقتصادی که دارد، استفاده کنند. فکر می کردم به این وسیله پزشکی کشور رشد می کند. طبعاوقتی چنین الگویی را می خواهی معرفی بکنی بایستی گردش مالیش طوری باشد که مقرون به صرفه باشد. نمی شود برویم از جای دیگری کمک بگیریم و مجموعه را اداره کنیم. ما برای ساخت بیمارستان خیلی در مضیقه بودیم. بالاخره همه، جوانانی بودند که تازه فارغ التحصیل شده بودند و چاله و چوله های زیادی هم در زندگی شان داشتند. در عین حال بایستی بخشی از سرمایه شان می آمد تا بیمارستان تأسیس می شد. برایمان وام گرفتن یا کمک گرفتن از این طرف و آن طرف مشکل نبود، ولی به همان دلیلی که عرض کردم اصرار بر این بود که برای راه اندازی بیمارستان به هیچ وجه از امکانات مباحی که وجود داشت استفاده نکنیم. به همین دلیل کار ساخت و راه اندازی بیمارستان حدودا پنج سال طول کشید. می خواستیم حرف و حدیثی وجود نداشته باشد.

· آیا هیچ جا شد که با خود فکر کنید اصلا من چرا باید این کار را بکنم؟ یا مثلا ناامید شوید؟

نه، چون آن طرف بیماران و مردم هستند همیشه خوشحالم. ما که هنر نکردیم، تازه شرمنده هم هستیم که آن طور که دلمان می خواسته نشده است. بنابراین به نظر من هیچ تأسفی ندارد. ولی در بحث کلان و خدمت رسانی در این بخش چرا. جایی برای تأسف هست. کم نیستند کسانی که انگیزه دارند تا در این بخش به کشورشان خدمت کنند. سرمایه شان بی شمار، ولی در حوزه های دیگری است. آن ها هم شاید دوست داشته باشند یا از اول دوست داشتند که سرمایه هایشان را به این بخش بیاورند. به خاطر موانع و مشکلات متعدد بر سر راه اندازی یک مرکز درمانی و بعد از راه اندازی، حفظ ونگهداری آن و عدم امنیت کافی در این بخش سرمایه گذاری نمی شود. بنابراین، سرمایه ها فرار می کنند یا در بخش های غیرمولد به کار گرفته می شوند و غیر مستقیم صدمه آن متوجه مردم می شود. بخش بهداشت و درمان کشور باید استقبال کند از این که کسی برود و دستگاه و تجهیزاتی را وارد کشور کند. این کمک به بخش بهداشت و درمان است. چرا باید این قدر موانع باشد؟ موانع علمی و فنی اشکال ندارد، بلکه خوب هم هست. مثلا از نظر فنی موانعی برای وارد کردن برخی تجهیزات وجود داشته باشد که به بیماران صدمه ای وارد نشود.

برگردیم به سؤال شما، من هیچ وقت نا امید نشدم چون انگیزه هایم اعتقادی است. بالاخره آن منبع همیشه جاوید که کمک می کند خداست و او همیشه هست و ما را تنها نمی گذارد. به نظرم اثرگذاری این منبع لایزال همیشه در جاهایی است که موانعی وجود دارد. گرچه همان طور که گفتم هیچ ادعایی هم ندارم که آن چه انجام شده کار قابل توجهی باشد. اگر شما به کهریزک بروید، می بینید آن ها چه نشدنی هایی را شد کردند، چه خدماتی را ارائه دهند و آن ها می توانند برای همه ما الگو قرار گیرند.